Uglymug ، Epicfighter Manga Fampes 1-10 Review – بررسی

[ad_1] خوب ، اگر کسی به دنیای دیگری منتقل شود اما زشت بود؟ نه به طور جدی ، همین است. آیا این داستان به نوعی تفسیر اجتماعی گزنده در مورد چگونگی زیبایی در چشم بیننده است و چگونه به دلیل ظهور جسمی آنها به مردم فرصت نمی دهیم؟ شاید این داستان تفسیری در مورد چگونگی
[ad_1]
خوب ، اگر کسی به دنیای دیگری منتقل شود اما زشت بود؟ نه به طور جدی ، همین است. آیا این داستان به نوعی تفسیر اجتماعی گزنده در مورد چگونگی زیبایی در چشم بیننده است و چگونه به دلیل ظهور جسمی آنها به مردم فرصت نمی دهیم؟ شاید این داستان تفسیری در مورد چگونگی استفاده از نوع خاصی از طراحی شخصیت مردانه به طرق منفی در بسیاری از رسانه های ژاپنی باشد ، اما این بار ما از همان ظاهر به عنوان قهرمان داستان استفاده می کنیم؟ من نمی دانم این می تواند هر یک از این موارد باشد ، اما براساس این فصل های اول ، من نمی توانم به طور خاص بگویم.
آنچه را که می خواهید در مورد ژانر Isekai بگویید ، اما واقعاً احساس می کند که به طرز ناامیدی سعی می کند تا یک حیله جالب بعدی را پیدا کند تا مجموعه کلی را جالب نگه دارد. ما افرادی را در بازی های ویدیویی به دام انداخته ایم ، ما افرادی را به دنیای فانتزی قرون وسطایی فرستاده ایم ، ما افرادی را به عنوان هیولا دوباره تناسخ کرده ایم و ما به عنوان ماشین های فروش مجدداً مجدداً تناسخ کرده ایم. این داستان از سؤال جسورانه می پرسد “چه می شود اگر ما یک فرصت دوم برای زندگی به یک پسر بدهیم ، اما او پیچید و اکنون در ازای توانایی های فوق العاده قدرتمند مانند شرور در یک هنتای به نظر می رسد؟” این قطعاً مجموعه ای است که می تواند سرگرم کننده باشد ، اما همانطور که قبلاً به آن اشاره کردم ، داستان واقعاً کاری با آن انجام نمی دهد.
در ابتدا یک مرحله طولانی پیچیده وجود دارد که شخصیت اصلی همیشه زشت بود و به این ترتیب یاد می گرفت که برای موفقیت به مهارت های عملی و تاکتیک های تجاری اعتماد کند. اما هیچ یک از اینها به دلیل چهره زشت او اهمیتی نداشت. اکنون او به دنیای خیالی منتقل شده است که در آنجا باید از دانش عملی و روشهای تجاری استفاده کند تا این واقعیت را ایجاد کند که او شخصیتی را با چهره ای فوق العاده زشت ایجاد کرده است. آیا این صدا تکراری است؟ خوب ، از آنجا که این بدان معنی است که رهبری ما کم و بیش هر قوس شخصیت بالقوه ای را که قرار است قبل از رسیدن به این جهان از آن عبور کند ، از بین برد. چگونگی کار او در مورد محدودیت های خود برای چند فصل جالب است و بدون شک شیگرو یک پسر خوب است ، اما برای حفظ یک داستان کافی نیست ، و در پایان دسته اول نازک است.
من فکر می کنم بخشی از مسئله این است که این مجموعه احساس می کند که بیشتر به سمت پتانسیل های کمدی تکیه می کند ، اما داستان خود را به عنوان یک کمدی بیش از حد اغراق آمیز بازی نمی کند. در هر صورت ، آن را از مرگ جدی شروع می کند و سپس به لحن فانتزی استاندارد تری می رسد. شاید این داستان به تضاد با نمای بیرونی شخصیت اصلی ما متکی باشد ، اما این فقط به این دلیل پیش می رود که سبک هنر به اندازه کافی پیش نمی رود تا آن اغراق را بازی کند. به جای اینکه به روایت روایی یا سبک متعهد به هرگونه کشش قوی متعهد شویم ، احساس می کنیم که ما به دنبال یک رویکرد جاده هستیم ، که واقعاً در هیچ چیز موفق نمی شود. حتی این واقعیت که شخصیت اصلی ما فوق العاده قدرتمند است ، احساس کمبودی می کند زیرا داستان باعث می شود که او چنان قدرت داشته باشد تا جایی که او قادر به استفاده از هیچ یک از توانایی های خود در معرض خطر نابودی شهری است که در آن قرار دارد.
شخصیت های جانبی لزوماً به این امر کمک نمی کنند زیرا همه آنها مانند یک مهمانی فانتزی معمولی نوشته شده یا ارائه می شوند. طراحی شخصیت آنها حتی بسیار عمومی به نظر می رسد. شما رهبر صالح ، نوجوان متضاد و لولی دارید. رهبر این گروه با توجه به پشت پرده خود ، پتانسیل های زیادی را برای عمق نشان می دهد و نکاتی وجود دارد که دختر دیتزی از زندگی گذشته خود بیشتر به او دارد. مشکل این است که واقعاً احساس نمی کند که این شخصیت ها در این داستان تعلق دارند. من منتظر ماندم تا ما به نوعی پیچ و تاب را بدست آوریم که حزب آنها واقعاً بیهوده باشد یا به معنای عمل به عنوان نوعی تضاد با رهبری ما باشد ، اما در عوض ما دقیقاً همان چیزی را که داستان آنها را تبلیغ می کند ، می گیریم و این نوع کسل کننده است.
به طور کلی ، من امیدهای زیادی برای این داستان داشتم زیرا فکر می کنم می توان آن را از زوایای مختلف مقابله کرد. در اینجا مجموعه خوبی وجود دارد که می تواند به تفسیر جالب اجتماعی منجر شود ، و ما برای بسیاری از شوخی های واقعاً خنده دار مجموعه خوبی داریم. با این حال ، در حالی که تنظیم وجود دارد ، اعدام چیزهای زیادی را برای دلخواه باقی می گذارد. به جای خندیدن ، من خالی مانده ام که به یک داستان فوق العاده بی پروا با شخصیت هایی خیره شده ام که احساس نمی کنند حتی می خواهند به هر چیزی بپردازند. در حال حاضر ، من فکر نمی کنم با پرش از این یکی چیزهای زیادی را از دست ندهید.
[ad_2]
لینک منبع
برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0